پرشيا خوابگرد شده




Friday, February 21, 2003

٭ ...
نمی‌دانی چقدر منتظر باد ماندم،
سر کوچه قدیمی ، آنجا که همسایه پیرمان با عصای چوب گردو می‌ایستاد
و از دم در ، به بیرون خیره می‌شد.
مانده بودم تا پرواز خاکستر،
تا سرخی آتش،
تا بوی سوخته هیزم،
تا جرقه‌های ریز پشته‌های خار.
مانده بودم تا آمدن ستاره‌ها به بام خوشبختی خودمان،
تا سلام قاشق‌زنها،
تا دعوت دست‌های تو،
و پرشی همراه.
مانده بودم تا
"زردی من از تو
سرخی تو از من
."
در این شهر بی انسان،
کسی به من نگفت،
که تو را سال‌هاست به آبادی مجاور،
تبعید کرده‌اند.
...ای گیسوانت تعریف هر چه سیاهی.

نه نام شاعر رو به یاد دارم و نه اسم شعر رو.



Sunday, February 16, 2003

٭ امرداد
امرداد، یکی از هفت امشاسپند آیین زردشتی، پنجمین ماه و هفتمین روز ماه از تقویم ایرانی و در اوستا به معنی نامیرا و جاودان است. نام این امشاسپند در اوستا همواره به گونه‌ای جدایی‌ناپذیر با امشاسپند خرداد می‌آید و در تمام موارد به هنگام ستایش امرداد ،با نام خرداد نیز روبرو می‌شویم. واژه امرداد در اوستا و متون پهلوی دارای مفاهیم متعددی است:
امرداد در گاتها نخست به معنی بیمرگی و جاودانگی است.در این مفهوم، امرداد فزاینده‌ راستی است و با فروغ و دانش می‌توان این مینوی آفریده اهورا را به دست آورد. با این که امرداد می‌تواند به معنی زندگی طولانی در این جهان و زندگی جاودانه آسمانی باشد، اما به مرور زمان ، مفهوم نخست از معنی امرداد حذف شد و تنها اعتقاد قابل قبول "حیات جاودانه آسمانی" باقی ماند. این مفهوم چنان پا برجاست که تنها به خاطر وجود امرداد است که آفریدگان اهورا به جاودانگی دست می‌یابند. با توجه به همین مفهوم است که در فرشکرد (روز رستاخیز) نیز انوش (عصاره بیمرگی) را از امرداد آماده می‌کنند. این انوشگی از گیاهی به نام هوم سپید به دست می‌آید که گیاه بیمرگی و سرور گیاهان است و واضح است که مستقیما با امرداد و جاودانگی مربوط است. هرچنر ارتباط میان گیاه و سلامتی ( یا جاودانگی) بسیار قدیمی‌تر از اشاراتی است که در متون پهلوی از جمله بندهش دیده می‌شود و به روزگاری باز می‌گردد که آریاییان در مسکنی مشترک، با فرهنگ و زبانی مشترک، زیست می‌کرده‌اند و بی سبب نیست که درخت بس تخمه در بندهش، که تخم همه گیاهان از اوست به صفت "نیکو پزشک" آراسته شده است. و باز بی علت نیست که هنوز در بعضی نقاط بنا بر اعتقادات قدیمی، بیماران را برای بهبودی به درختان می‌بندند. این مسئله با پندار شفابخشی و جاودان سازی گیاهان در سنت زردشتی، که بعدها با امرداد ارتباط می‌یابد و جانشین اسطوره‌های کهن‌تر می‌شود، خویشاوند است.
امرداد در معنی دوم خود، نعمت و فراوانی است. و ثروتی را که از طرف اهورامزدا به ستایش‌گر راستی، وعده داده شده، به او می‌دهد و گاهی این نعمت و فراوانی با افزایش غلات و فراوانی رمه، مربوط می‌شود.
امرداد در سومین مفهوم خود، شخصیتی قابل درک یافته و به ایزدی تبدیل شده که پاداش می‌بخشد، با دیو تشنگی نبرد می‌کند و آن را شکست می‌دهد. نیکان از او پناه می‌جویند و زردشت در سلوک خود به جهان دیگر، با این ایزد ملاقات و گفتگو می‌کند. در مجموع متن‌های پهلوی، امرداد دارای وظایف روشنی است. او هفتمین آفریده اهورامزداست که در آفرینش مادی، حمایت از گیاه را بر عهده دارد. آن هنگام که اهورا در روشنی بیکران می‌نشیند و آفریدگان مینو و گیتی را می‌پاید، امرداد در سمت چپ او می‌ایستد. امرداد سرور گیاهان است، گیاه را می‌رویاند، رمه گوسفندان را می‌افزاید و همه آفریدگان از امرداد می‌خورند و زیست می‌کنند.
به هنگام تازش اهریمن به جهان مادی، پس از آفرینش جهان، امرداد به نبرد با اهریمن می‌آغازد. پس از خشکیدن گیاه به واسطه حمله اهریمن، امرداد گیاه را می‌گیرد، نرم می‌کند و با آبی که از ایزد تیشتر(ایزد باران ساز) می‌گیرد، آن را می‌آمیزد. تیشتر آب را به سرتاسر زمین می‌باراند و با این عمل، گیاه در زمین می‌روید. هر شب که اهریمن از دوزخ بر مردمان می‌تازد، امرداد به همراه دیگر ایزدانی که همکار او هستند، با او کارزار می‌کند. هماورد امرداد در این نبرد، دیو زریر(دیو گرسنگی) است.
ایزد امرداد در انتقال فرّه به زردشت نیز نقش دارد. به این گونه که با همراهی ایزد خرداد، ابرهای بارانی را پایین می‌آورد تا ببارند و علف‌ها را برویانند. فرّه زردشت، از این گیاهان به شیر گوسفندان، و از شیر گوسفندان به بدن مادر زردشت، راه می‌یابد و بدین سان فرّه به پیامبر منتقل می‌شود.
برای بزرگداشت امرداد و گیاه، آدابی وجود دارد و بنا به نظر معتقدان، "آن که گیاه را بشکند و میوه را به قدرناشناس بدهد، دست ناشسته به خوردن نشیند و به هنگام خوردن، سخن بگوید" خرداد و امرداد را آزار می‌دهد. آنکه امرداد را گرامی دارد، نام نیک از او در جهان باقی می‌ماند و از بهشت، بهره می‌برد.
پی‌نوشتها
1- Bartholmea. ch, Altiranisches Worterbuch, 1961, Berlin
2- , 1888.Darmesteter.J, Haurvatat and Ameretat, Bombay
3- Dinkard, Sacread Books of the East, Muller,1897.
بندهش، ترجمه بهار، تهران ، 1369.
دین ایران باستان، دوشن گیمن، ترجمه منجم، تهران، 1375.
روایت پهلوی، ترجمه میرفخرایی، تهران.
زرتشت نامه، تهران.
سی روزه کوچک سی روزه بزرگ، آوانویسی و تصحیح دهدشتی، تهران 1363.
شایست ناشایست، ترجمه مزداپور، تهران، 1367.
گاتها، گزارش پورداوود، بمبئی.
یسنا، گزارش پورداوود، تهران، 1356.
یشتها، جلد اول و دوم، گزارش پورداوود، تهران، 1356.





صفحه اصلی