پرشيا خوابگرد شده




Saturday, August 23, 2003

٭ بدرود
"در این دهه، دیدگان مرا تو کی بی کنار باران دیدی!
بیا پنجره‌ها را ببند
دست‌های مرا ببند
دهان مرا ببند،
باز به هر سو که بنگرم
تو آوازی خواهی شنید.

می‌گویی چشم‌های ترا نیز خواهم بست
باز به هرچه بیندیشم، تو آوازی خواهی شنید.
چه خاکسترم در تخیل باد و
چه بی‌گورم بر عرش آب."
علی صالحی

بدرود، همراهان تنهایی‌ام.





صفحه اصلی